صفحه اصلی

PostHeaderIcon Kings Speech

میانگین امتیار کاربران: / 5
ضعیفعالی 
تاريخي
ژانر : جنايي، درام ، تاريخي
کارگردان : Tom Hooper
نويسنده : David Seidler
فروش افتتاحيه : 300 هزار دلار
ناشر: The Weinstein Company
تاريخ اکران : 26November , 2010
زمان فيلم : 118 دقيقه
زبان :انگليسي
درجه سني :R

فيلم
خلاصه داستان :
داستان درباره پادشاهي است که توانست بر مشکل لکنت خودش غلبه کند و مردم کشورش را بر عليه هيتلر پشتيباني کند! فيلم درباره روابط بين پادشاه ششم انگليس جرج ششم (پدر ملکه اليزابت) با بازي خيره کننده کالين فيرث و دکتر معالجش استراليايي اش جفري راش است که تلاش مي کند مشکل لکنت او رابرطرف کند و به او قوت قلب دهد. فيلم بر اساس داستاني واقعي درباره‌ي‌ پادشاه جورج ششم ساخته شده است.
بازيگران :
Colin Firth
Helena Bonham Carter
Derek Jacobi
Robert Portal

فيلم
نقد و بررسي کامل فيلم
The Kings Speech(سخنراني پادشاه)
منتقد : موحد منتقم

زندگي جرج ششم و مشکل لکنت او در دوران جنگ جهاني دوم بر پرده سينما در فيلم The King's Speech
فيلم تازه تام هوپر با نام سخنراني پادشاه هم درباره همين موضوع است.چگونه مي توان بدون اينکه آدم باشهامتي باشيد بتوانيد چنان سخنراني کنيد که اينگونه به تظر برسيد!
پس از فيلم ملکه اين بار نوبت به پادشاه انگليس رسيده که بخت خود را در سينما بيازمايد! آمريکايي ها عاشق سلطنت و خاندان هاي سلطنتي هستند. چراکه براي مدت طولاني آنها هيچ جوابي براي اين نيازشان نداشتند. از اين رو هيچ پادشاه انگليسي هيچ داستان موفق و تحسين شده امريکايي به اندازه «جرج توسري خور ششم» نداشته است. داستان درباره پادشاهي است که توانست بر مشکل لکنت خودش غلبه کند و مردم کشورش را بر عليه هيتلر پشتيباني کند! فيلم درباره روابط بين پادشاه ششم انگليس جرج ششم (پدر ملکه اليزابت) با بازي خيره کننده کالين فيرث و دکتر معالجش استراليايي اش جفري راش است که تلاش مي کند مشکل لکنت او رابرطرف کند و به او قوت قلب دهد. فيلم بر اساس داستاني واقعي درباره‌ي‌ پادشاه جورج ششم ساخته شده است.
[]در بحبوحه جنگ دوم جهاني که بسياري از مردم انتظار سخنراني از پادشاه را داشتند، تا از لحاظ عاطفي با او ارتباط برقرار کنند و پادشاه به آنها قوت قلب دهد، جرج ششم پادشاه انگليس در صحبت روزمره‌اش هم دچار لکنت بود. او در مقابل مردمي که سخنراني‌هاي درخشان و آتشين آدولف هيتلر را که به رواني ادا مي‌شدند و کاملا بر مردم تاثير مي گذاشتند درمانده بود. تا بيست سال پيش از آن،‌ پادشاه بودن هنوز يک چيز بصري بود. تا زماني که شما با ظاهري مناسب روي اسب سوار بوديد يا مي‌توانستيد از کالسکه يا از بالکن براي مردم دست تکان دهيد، همه چيز خوب به نظر مي‌رسيد، و مي‌توانستيد نقش خود در مراسم را اجرا کنيد. اما ناگهان جرج با لحظه‌اي روبه‌رو مي‌شود که پادشاه بودن به معناي لزوم صحبت براي مردم از طريق راديو براي 58 کشور جزو امپراتوري بريتانياي آن زمان است.
کارگرداني درخشان تام هوپر بيننده را با يک فيلم تميز از سينماي انگليس با خيل عظيمي از بازي هاي درجه يک روبرو مي کند. فيلم همانند ملکه وارد زدوبند هاي خانواده ي سلطنتي انگلسي مي شود و به طرز مو شکافانه اي اطلاعات جالبي به بينندگانش مي دهد.
شاهزاده آلبرت (کالين فرث) از مشکل لکنت بدي که دارد رنج مي برد و به هيچ عنوان خوشش نمي آيد که در جمع مورد توجه باشد. خوشبختانه برادر او ادوارد (گاي پيرس) از مورد توجه قرار گرفتن خوشش مي آيد و به دنبال اين، طبيعي است که او جانشين پدرش جرج پنجم (مايکل گامبون) شود، اما ادوارد در صدد برمي آيد به خاطر زني که دوستش دارد شهرتي فراتر براي خودش دست و پا کند و در نتيجه از سلطنت استعفا مي دهد. (طبق قوانين سلطنتي انگلستان پادشاه نمي تواند با يک زن بيوه ازدواج کند. از آنجا که ادوارد هشتم شيفته يک بيوه زن آمريکايي به نام بانو واليس سيمپسون شد، عشق و ازدواج با او را به سلطنت ترجيح داد و از مقام پادشاهي کناره گرفت.)
معلوم است که چه کسي بايد جانشين شاه شود! اليزابت همسر آلبرت (هلنا بونهم کارتر). يک زبان درمان غير عادي استراليايي با نام ليونل لو (جفري راش) را استخدام مي کند تا به همراهي يک فرد ديگر، آلبرت را تبديل به يک سخنگوي شجاع در دنيا بکند!
کارگردان فيلم تام هوپر به همراه نويسنده ديويد سيدلر سواد بسيار بالايي دارند و فيلمي درام و در بعضي صحنه ها کمدي ساخته اند درباره رفاقت و دوستي که با قلب شما بازي مي کند! در ژانر خسته کننده زندگينامه هاي سلطنتي سخنراني پادشاه خودش را خارج از هر چيزي که شما به اين ژانر نسبت مي دهيد قرار مي دهد. کالين فرث که سال قبل براي بازي در فيلم يک مرد تنها نامزد اسکار شده بود، بايد اين انتظار را داشته باشد که اگر برنده اسکار نشود حداقل اين بازي شگفت انگيز دوباره نامزدي اسکار را برايش به ارمغان بياورد!
فيلم آنچنان بودجه اي ندارد که بخواهد شکوه و عظمت تاجگذاري را نشان بدهد. ولي به جايش فيلنامه اي دارد بس عظيم و با شکوه! شما کاملاً با روابط و شخصيت هاي داستان همراه، و نگران سخنراني و لکنت پادشاه مي شويد! فيمنامه بر مبناي دو کلمه نوشته شده: اکشن نه! فيلنامه امکاني براي قدرت نمايي بازيگرانش فراهم کرده است. نتيجه اش شده فيلمي گرم به همراه صحنه هاي کمدي قوي و يک داستان فوق العاده لذت بخش درباره انسان هاي عجيب و غريب در انتهاي قرن پر چالش بيستم، که بازي بازيگرانش بهترين دليل تماشاي فيلم است!
شما در عصر ارتباطات بي سيم و تکنولوژي، وقتي به فيلم نگاه مي کنيد تاريخ برايتان خنده دار به نظر مي رسد. به خاطر اينکه تنها کاري که پادشاه بايد بکند اين است که برود پشت يک ميکروفون بشيند و از آنجا با مردمش سخن بگويد!
جفري راش که به خاطر بازي در فيلم درخشش (1997)برنده جايزه اسکار شده خيلي بامزه و طناز است. او کسي است که منبع الهام پادشاه مي شود و جسورانه به پادشاه مي گويد «بازي من»! فيلم داراي ديالوگهاي بسيار زيرکانه اي است و شما را ياد جمله معروف جان اف کندي مي اندازد که مي گويد: «امروزه لغات و عبارات براي شکل دهي تصوير ذهني شنوندگان بکار مي روند و نه حل معضلات کشور!»
اگر شما لباس زيبايي بپوشيد دليل بر اعتبار و شخصيت متعالي شما نيست. اگر سوار بهترين ماشين هستيد دليل بر سطح سواد و اطلاعات شما نمي شود، اما همين که در ميان جمع توانستيد خوب سخن بگوييد همه شما را تحسين خواهند کرد، و به شهامت و رشادت رفتار شما غبطه خواهند خورد!
فيلم سخنراني پادشاه درباره دو مرد است که به تنهايي چشم اندازي تاريخي از احساس را در يکي از بهترين فيلمهاي سال خلق مي کنند. به طوري که شما را در توصيف زيبايي هاي فيلم به لکنت مي اندازد!
فيلم
نقد و بررسيبرايان اوروندورف
فيلم «سخنراني پادشاه» بسيار مرا تکان داد. داستان رفاقت دو مرد. بايد نگريست. بايد فيلم را ديد و گفت عجب! عجب تلاش و رفاقتي ميان دو مرد در اين عصر سياه مرگ عاطفه و ارتباط انساني. عصري که در قضاوت غلط انسانها توسط خود انسانها اسير شده است. به نظر من، در اين فيلم هوشمندي و آسيب پذيري به تصوير کشيده مي شود.
جورج ششم (کولين فرت) که برتي هم صدايش ميکنند و در آستانه پادشاهي انگلستان است، داراي مشکل فن بيان و لکنت است و از اين عارضه سخت رنج ميبرد. طبيعيست که اين براي يک پادشاه که بايد در پيشگاه ملت سخن بگويد، بهيچوجه صورت خوشي ندارد. لذا، جورج با ياري همسر خود يعني اليزابت (هلن بونهام کارتر) تحت بهترين درمانها قرار مي گيرد اما نهايتا ره به جايي نمي برد که نمي برد. در لحظه اي که جورج احساس نااميدي تمام مي کند، پاي ليونل لاگ (جفري راش که در واقع هم بازيگر بي نظيريست و هم متخصص گفتاردرماني) به داستان باز ميشود. اليزابت، وي را نزد برتي يا همان جورج ششم مي برد. ليونل، مردي را مي بيند که غرق در افسردگي و احساس عجز است.
ليونل، برتي را در مسير رفاقت قرار مي دهد و با وي بناي دوستي برادرانه ميگذارد. تمرينها و تلاشها براي رفع عارضه برتي آغاز شده و ادامه مي يابد. ورق جايي برميگردد که موضوع برادر عياش برتي يعني ادوارد (گاي پيرس) مطرح ميشود. لذا برتي از جاي برمي خيزد تا نقش مهمي را در خانواده به عهده بگيرد. تام هوپر (کارگردان) و ديويد سيدلر (فيلمنامه نويس)، تکه اي از تاريخ را کنده و به زيباترين شکل نمايش داده اند. يعني دغدغه و چگونگي برخورد با مردم را با کمروئي و عدم اعتماد بنفس شخصي جورج ششم درآميخته اند تا اين شاهکار را شاهد باشيم. اين فيلم، در مورد زندگي هنري ششم است اما فراتر از آن به هزارتوي انساني به نام برتي –جداي از پادشاه بودنش- سفر کرده و لکنت و به طبع آن عدم اعتماد بنفس وي در مقابل نورافکن رسانه ها را به مخاطب نشان ميدهد و به ما ميگويد که برتي خود را نفرين شده ميداند. براستي، هوپر پرتره بسيار شاخص و بکري را از اين شخصيت ارائه داده است.
در شب تاريک اين خجلت و سرافکندگي و نفرين، نوري درخشان چون ليونل براي برتي از راه ميرسد. ليونل، انساني مستقل و آزاده است که بهيچوجه تحت يوق عنوان پادشاهي قرار نمي گيرد، اما احترام مقام برتي را حفظ کرده و جايگاه وي و اهميت آن را به او نشان ميدهد و به او ميگويد که کيست و چرا بايد علاج يابد. به او قدرت کلام را ميفهماند؛ چگونگي تسخير مخاطب را مي شناساند؛ از او ميخواهد که بدون خستگي تمرينهاي روزانه خود بر روي ديافراگمش را انجام دهد؛ و جلسات پرسش و پاسخ و بحث آزاد روزانه براي او ميگذارد. ليونل، نه تنها در پي رفع اشکال عارضه کلامي برتي است، بلکه ميخواهد اعتماد بنفس وي را هم به او بشناساند. روانشناسي است که کنار بيمار خود مي نشيند و از او ميخواهد که برايش از نااميديها و کمبودهاي دروني اش حرف بزند. يکي از شيرين ترين و بکرترين صحنه هاي فيلم مربوط ميشود به صحنه رويارويي دو مرد که در آن، هر دو، احساس عدم راحتي توام با خوشبيني نسبت به اعتماد به يکديگر را دارند و اين تناقض لحظه اي ملموس و لطيف و جذاب يعني توانايي و ريزبيني استادانه سيدلر در نوشتن فيلمنامه.
هوپر سعي کرده تا با اشاره به آغاز جنگ جهاني دوم و خونريزي ذاتي آن، از شخصيت گرايي در داستان گريخته و با زيرکي تمام، به مخاطب اين سوزن و جوالدوز را بزند که يک وقت کاملا درگير شخصيت اصلي داستان و غرق در نوازش عاطفي نشوي تا حدي که از واقعيت اطراف دور بماني؛ چرا که همه زندگي اين نيست و در کنار روايت احساسي مردي غمگين و ضعيف که روند رو به رشدي را طي ميکند، ما با جهاني پر از واقعيت تلخ داراي کشمکش و خون، فراتر از دربار وي روبرو هستيم.
اما از هر چه بگذريم، سخن بازيگري در اين فيلم خوش است. حقيقتا و براستي بازيگري در اين فيلم، فوق العاده است. کولين فرت و جفري راش شاهکاري را براي خود رقم زده اند. خيلي هنر ميخواهد که در فضاي نظم خشک و دسيپلين دربار انگليس که فيلم آن را از اين دو بازيگر طلب ميکند، اينگونه راحت، ملموس، برادرانه، مهربان، فداکارانه و قدرتمند همديگر را در بازي ساپورت و حمايت کنند. ليونل اينگونه فداکارانه در جايگاه يک گفتاردرمانگر، سعي در تقويت وقار و منش مربوط به جايگاه برتي در وي با توسل بر گفتار قدرتمند دارد و در روند اين تلاش صميمي به حقيقتي بسيار زيبا ميرسد. ليونل، پي مي برد که برتي آسيب پذير، خارج از فضاي کاخ، چه روح سازگاري براي يک «رفيق و برادر خوب بودن» مي تواند داشته باشد. برتي ساده، برتي انسان، برتي معمولي، برتي آزاد از وسواسها، خشکي ها و دسيپلين دربار. گره محکم و عاطفي يک انسان نيازمند و ضعيف در لباس يک پادشاه پرجلال با يک انسان قدرتمند و توانا در لباس يک معلم ساده را هيچ نفر سومي ولو در خانواده سلطنتي نمي تواند از هم باز کند. عاطفه ها، فراتر از دربارها و کاخهاي نمادين و ظاهري پادشاهان حرکت ميکنند و در بستر قلبهاي نيازمند آدميان گرفتار عصر تاريک کنوني، نقش مي بندند.

منابع :
پرده سينما
نويسنده : موحد منتقم

 

PostHeaderIcon Perfume: The Story of a Murderer

میانگین امتیار کاربران: / 6
ضعیفعالی 
داستاني
نام فيلم: ‏Perfume: The Story of a Murderer
محصول كشور آلمان- رنگي‏
سال توليد: 2006‏
سازنده : ‏Tom Tykwer
بازيگران: ‏Ben Whishaw - Dustin Hoffman - Alan Rickman‎
سینما
در مورد فيلم:‏
اين فيلم بر اساس کتاب پرفروش سال 1985 نوشته پاتريک سوسکيند ( به همين نام ) مي باشد. اين کتاب بيش ‏از پانزده ميليون نسخه فروش داشت. شايعه است که در سال 2000 تهيه کننده اين فيلم براي خريد حق امتياز ‏داستان از پاتريک سوسکيند مبلغي بالغ بر 10 ميليون يورو هزينه نموده است. در سال 2003 پس از ‏تغييراتي جزئي در داستان از تام تايکور ( کارگردان فيلم ) دعوت به همکاري می‌شود. هزينه تهيه فيلم بالغ بر ‏شصت و سه ميليون و هفتصد هزار دلار بوده است. ‏
فيلم نگاه ديگر گونه به مقوله عطر دارد، در روند فيلم با شکل متفاوتي از جنگيدن براي زندگي و بدست ‏آوردن اکسير قدرت روبه رو هستيم. موسيقي زيبا و فيلمبرداري تحسين برانگيز از نقاط قوت فيلم به شمار ‏مي‌روند.‏
سینما
خلاصه فيلم :‏
داستان فيلم مربوط به يک فرانسويي نابغه در بويايي است که در قرن هفدهم زندگي مي‌کرده است. وي بزرگ شده ‏يتيم خانه بوده که پس از حوادثي به خاطر قدرت بويايي بالايي که دارد براي يافتن عطر زندگي و جاودانگي دست ‏به سفر طولاني می‌زند و سعي در تکميل آرزو و هدف زندگي اش مي کند . . .‏
ادامه را خودتان ببينيد . . .‏

 

Add to Google